سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
161
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
و بهرصورت ادماج عبارتست از اينكه به كلامى كه براى افاده معنائى چه مدح و چه غير آن آورده شده معناى ديگرى را تضمين كنند . كلمه [ معنا آخر ] در عبارت مصنّف منصوب است تا مفعول دوّم براى [ تضمين ] باشد چه آنكه فعل مزبور به صيغه مجهول بوده و مسند اليهش ( نائب ) مفعول اوّل مىباشد . بنابراين ادماج بملاحظه اينكه هم شامل مدح بوده و هم غير آن را در برميگيرد از استتباع اعم مىباشد زيرا استتباع اختصاص بمدح دارد . مثال ادماج همچون قول ابو الطّيب متنبى : اقلّب فيه اجفانى كانّى * اعدّ بها على الدّهر الذّنوبا يعنى : در آن شب بسيار پلكهاى چشمم را بر هم گذارده و باز مىكنم گويا در آن شب جميع گناهان روزگار را نسبت به خود مىشمارم . در اين بيت شاعر در مقام توصيف شب به طولانى بودن مىباشد لذا شكايت از روزگار را به آن تضمين كرده است پس معنائى كه كلام براى آن آورده شده توصيف ليل بوده و شكايت از روزگار در رتبه بعد است كه به آن تضمين شده است . شرح فارسى : توضيح قوله : اذا لفّه فيه : ضمير منصوبى در [ لفّه ] به الشئ راجع بوده و ضمير در [ فيه ] به ثوب برمىگردد . قوله : و قيد اسند الى المفعول الاوّل : ضمير نائب فاعلى در [ اسند ] به [ يضمّن ] راجع است .